متن مصاحبه های محسن چاوشی با مجلات و نشریات
1-جدیدترین مصاحبه ی محسن ، با شهروند نو....
برای صحبت با محسن چاوشی به منزل سیامک شکوری گیتاریست آهنگ هایش رفتیم. از خواب بیدار شد و نشستیم و کلی صحبت کردیم. این روزها او یکی از مورد توجه ترین ستاره های موسقی ایران است اما نوع زندگی اش با آنچه که درباره ستاره ها شنیده ایم کاملا متفاوت است او برای اینکه خودش بماند از خیلی چیزها گذشته.
چرا همه کارهای تو لو می رود؟ از اول بگو. آلبوم نفرین.
من آلبوم نفرین را با یک میکروفون خیلی معمولی در اتاقم اتود زده بودم. حدود سال 80 کار را شروع کردم. همین جوری برای خودم. چند تا از دوستان که کارها را گوش کردند. گفتند چرا این اتودها را نمی فرستی ارشاد تا مج.ز بگیری. من به دنبال خواندن نبودم. دوست داشتم آهنگسازی کنم ضمن اینکه آم موقع خیلی کم سن بودم. آن زمان باید ماکت کار را به ارشاد ارائه می کردیم برای گرفتن مجوز. آهنگ ها تنظیم نشده بودند. ما هم که حرفه ای نبودیم. نمی دانم کجا کار لو رفت دقیقا، ولی خیلی ساده این اتفاق افتاد.
مجوز هم نتوانستی بگیری.
نه متاسفانه، وقتی کار پخش شد، گفتند کار را غیر مجاز پخش کرده ای و مجوز بی مجوز.
به نظر می رسد که گروه خوبی تشکیل داده ای. موزیک، تنظیم و شعر همه با هم هماهنگ اند.
البته ما گروه نیستیم. ما مثل آریان که اعضای گروه همه کارهای مجموعه را انجام دهند نیستیم. ما یک تیم هستیم که حرف همدیگر را می فهمیم. آشنایی من با شاعرهایم امیر ارجینی و حسین صفا به دوران سربازی بر می گردد. من در موزیک دژبان بودم و آنجا با بچه های دژبانی آشنا شدم. علیرضا مهدی خانی دوست نزدیک امیر و حسین بود و من از طریق او بچه ها را شناختم که این آشنایی، الان به یک دوستی عمیق تبدیل شده. ترانه سراهای اغلب آهنگ های من این دو دوستم هستند.
چه چیزهای مشترکی باعث شکل گیری این تیم شد؟
من روی یکی از شعرهای حمید مصدق آهنگ ساخته بودم. بچه ها خیلی شاعران خاصی هستند و البته ترانه سراهای ویژه ای هم هستند. دیدند که من سراغ شعرهای متفاوت رفته ام و همین مساله باعث نزدیکی ما به هم شد. ترانه کفتر چاهی را همان جا از حسین گرفتم.
که این نزدیکی، خودش را در ترانه های فیلم سنتوری هم نشان می دهد.
سنگ صبور کار امیر است و زخم زبون کار حسین. من به همراه بچه ها فیلمنامه را خواندیم و بچه ها ترانه ها را گفتند. امیر روی ترانه سنگ صبور خیلی کار کرد. به خیلی چیزها فکر کرد. مثلا سنگ صبور و سوت و کور بر وزن سنتور هستند و فضا را شکل می دهند.
و سنتور اردوان هم خیلی به کار کمک کرده.
با بدبختی کار را جمع کردم. چند بار سفر به قم و دردسر های زیاد. خجالت می کشیدم از آقای مهرجویی بخواهم پیش پرداختی بدهند تا کار را شروع کنم. یکی از دوستانم در قم کا سنتور سنتی می نوازد، خیلی کمک کرد و لطف کرد تا کار تمام شد. کار را که به آقای مهرجویی دادم، گفت سنتور کار را باید اردوان بزند. من شوکه شدم. چرا قبل از این چیزی در این باره به من نگفتند. ولی اردوان عالی کار کرد. او شماره یک سنتور ایران است.
مهرجویی در فرایند ساخت کارها دخالت می کرد.
نه اصلا. به من می گفت کارها را بساز و تحویل بده. اگر خواستم استفاده می کنم و اگر نه، یک آهنگ دیگر بساز. یم بار شریفی نیا آمد و درباره بیت(( صدای سازم همه جا پر شده/هر کی شنیده از خودش بیخوده)) گفت: باید کلمه بیخوده را عوض کنی. کلی با هم بحث کردیم، اما مهرجویی آمد و گفت هر کاری خودت دوست داری، انجام بده.
یک نکته دیگر هم در کارت به چشم می خورد. نمی ترسی از اینکه در کارت ترانه های عجیب و غریب بخوانی. مثل ترانه ای که درباره نامادری خوانده ای.
خیلی ها با شنیدن این ترانه فکر می کنند من نامادری دارم، در صورتی که اینجوری نیست و خدا سایه مادرم را روی سرم نگه دارد. مثل بازی در یک فیلم سینمایی می ماند که تو باید نقشت را خوب بازی کنی. من سعی کردم خوب نقشم را بازی کنم. ترانه هم هیچ کس را محکوم نمی کند. نه نامادری را و نه هیچ کس دیگری را. حتی می گوید نامادری برایم قصه می خواند مشکل از من است که نمی توانم با او ارتباط برقرار کنم. این ترانه را برای کسانی که در این موقعیت هستند، خواندم تا کمی تسکین پیدا کنند. این ترانه ماجرای جالبی هم داشته. چنر خانم مسن شماره من را پیدا کردند و از من آدرس قطعه مادرم را خواستند که بروند سر خاکش.
کارهایت را آکوستیک ضبط می کنی مثلا گیتار قطعه کم تحمل آکوستیک است.
نه. نمی توانم از لحاظ مادی از عهده کار بر بیایم الان فقط با کاپیوتر کار می کنم.
نمی خواهی به سمت آکوستیک بروی؟
چرا به شرط اینکه این همه زحمتی که می کشیم بازگشت مالی هم داشته باشد.
تو از فروش اینترنتی آلبوم ها چقدر سهم می گیری؟
حتی یک ریال هم بدست نیاورده ام. حتی بارها تهدید شدم که اگر فلان قدر ندهی کارت را به شکل غیر مجاز پخش می کنیم. آلبوم متاسفم را تمام کرده بودم نامه های تهدید آمیز می آمد منزلمان که اگر 30 میلیون تومان ندهی، کارت را با کیفیت خیلی بد پخش می کنیم تا نابود شوی. تازه آن موقع دنبال گرفتن مجوز بودم.
پس چگونه زندگی ات را می گذرانی؟ شغل دیگری داری؟
نه کار و زندگی من موزیک است. من از راه آهنگسازی پول در می آورم.
مثل آهنگی که به فربد معدنی دادی.
آن آهنگ برای یک مسابقه موسقی ساخته شده بود تا جوانان علاقه مند رویش بخوانند تا برای تیتراژ فیلم حفره استفاده شود. غیر از او، شاید 20 نفر دیگر هم روی این آهنگ خوانده اند، اما ایشان برای آهنگ کلیپ هم ساخته اند و از اسم من هم به عنوان آهنگساز استفاده کرده اند.
یک آهنگ دیگر هم به نام دختر فراری ساخته ای که یک خواننده دیگر می خواند.
من آهنگ را ساخته بودم و به کس دیگری فروخته بودم. بعدا کار را شنیدم.
چرا با یک شرکت موسقی قرارداد نمی بندی تا راحت تر مجوز بگیری؟
حاضر نیستم اسیر باشم. می خواهم رها باشم و کاری را که دوست دارم، انجام بدهم. شرکت ها می آیند و قرارداد چند ساله می بندند و هر کاری بکنی به جیب شرکت می رود. اصلا بعضی از این شر کت ها هم هستند که کارها را غیر قانونی پخش می کنند تا کسانی مثل من ضربه بخورند و نتوانند کارشان را به صورت مجاز ارائه کنند. چون می گویند باید بیایی با ما کار کنی.
واقعا آهنگ اصیل کمتر شنیده می شود. همه برای بقیه می خوانند.
من برای دل خودم می خوانم. آهنگ های من درد دل است. به سبک خودم رسیده ام. در این میان تلنگری هم به این و و آن ور می زنم. آدم ها تنهاتر می شوند و مجبورند با خودشان درد دل کنند. برای همین هم شاید آهنگ های من مورد توجه قرار گرفته.
خودت چه جور موزیکی گوش می دهی؟
شجریان و فرهاد. خیلی موزیک گوش نمی کنم.
اگر موزیک گوش نکنی، به ته دیگ می رسی. نمی ترسی؟
منظورم این است که به این دو تا خیلی علاقه دارم که کار جدی می کنند. اصلا نوع خواندن من را اگر پیاده کنی، می بینی که روی دستگاه های ایرانی می خوانم. اما موسیقی های دیگر را هم گوش می کنم. به سازبندی ها دقت می کنم، اما لحن شان را نمی گیرم. نمی توانم خودم را تغییر بدهم. سازبندی ها تغییر می کنند و به روز می شوند اما لحنم نه. در آلبوم بعدی، متوجه این تغییرات می شوید. به سازهای جدیدی رسیده ام.
سنتوری تغییری در وضعیت ایجاد نکرده.
هنوز که نه. تا حالا اتفاقی نیفتاده. ولی همین که با آدم بزرگی مثل مهرجویی کار کردم، عالی است. او کارش را خیلی خوب بلد است.
فکر می کنی تو هم در سیمرغ گرفتن رادان موثر بودی؟
نمی دانم. چه بگویم. بهرام را خیلی دوست دارم.
حتی موقع جایزه گرفتن هم از تو نام برد.
از بهرام ممنونم که حداقل او اسمی از من هم برد. از این هم خوشحالم که اگر نام من در تیتراژ نیامد اما اسم ترانه سراهای قطعات در تیتراژ بود.
فیلم را دوست داشتی؟
مصاحبه با محسن چاوشی
برای صحبت با محسن چاوشی به منزل سیامک شکوری گیتاریست آهنگ هایش رفتیم. از خواب بیدار شد و نشستیم و کلی صحبت کردیم. این روزها او یکی از مورد توجه ترین ستاره های موسقی ایران است اما نوع زندگی اش با آنچه که درباره ستاره ها شنیده ایم کاملا متفاوت است او برای اینکه خودش بماند از خیلی چیزها گذشته.
چرا همه کارهای تو لو می رود؟ از اول بگو. آلبوم نفرین.
من آلبوم نفرین را با یک میکروفون خیلی معمولی در اتاقم اتود زده بودم. حدود سال 80 کار را شروع کردم. همین جوری برای خودم. چند تا از دوستان که کارها را گوش کردند. گفتند چرا این اتودها را نمی فرستی ارشاد تا مج.ز بگیری. من به دنبال خواندن نبودم. دوست داشتم آهنگسازی کنم ضمن اینکه آم موقع خیلی کم سن بودم. آن زمان باید ماکت کار را به ارشاد ارائه می کردیم برای گرفتن مجوز. آهنگ ها تنظیم نشده بودند. ما هم که حرفه ای نبودیم. نمی دانم کجا کار لو رفت دقیقا، ولی خیلی ساده این اتفاق افتاد.
مجوز هم نتوانستی بگیری.
نه متاسفانه، وقتی کار پخش شد، گفتند کار را غیر مجاز پخش کرده ای و مجوز بی مجوز.
به نظر می رسد که گروه خوبی تشکیل داده ای. موزیک، تنظیم و شعر همه با هم هماهنگ اند.
البته ما گروه نیستیم. ما مثل آریان که اعضای گروه همه کارهای مجموعه را انجام دهند نیستیم. ما یک تیم هستیم که حرف همدیگر را می فهمیم. آشنایی من با شاعرهایم امیر ارجینی و حسین صفا به دوران سربازی بر می گردد. من در موزیک دژبان بودم و آنجا با بچه های دژبانی آشنا شدم. علیرضا مهدی خانی دوست نزدیک امیر و حسین بود و من از طریق او بچه ها را شناختم که این آشنایی، الان به یک دوستی عمیق تبدیل شده. ترانه سراهای اغلب آهنگ های من این دو دوستم هستند.
چه چیزهای مشترکی باعث شکل گیری این تیم شد؟
من روی یکی از شعرهای حمید مصدق آهنگ ساخته بودم. بچه ها خیلی شاعران خاصی هستند و البته ترانه سراهای ویژه ای هم هستند. دیدند که من سراغ شعرهای متفاوت رفته ام و همین مساله باعث نزدیکی ما به هم شد. ترانه کفتر چاهی را همان جا از حسین گرفتم.
که این نزدیکی، خودش را در ترانه های فیلم سنتوری هم نشان می دهد.
سنگ صبور کار امیر است و زخم زبون کار حسین. من به همراه بچه ها فیلمنامه را خواندیم و بچه ها ترانه ها را گفتند. امیر روی ترانه سنگ صبور خیلی کار کرد. به خیلی چیزها فکر کرد. مثلا سنگ صبور و سوت و کور بر وزن سنتور هستند و فضا را شکل می دهند.
و سنتور اردوان هم خیلی به کار کمک کرده.
با بدبختی کار را جمع کردم. چند بار سفر به قم و دردسر های زیاد. خجالت می کشیدم از آقای مهرجویی بخواهم پیش پرداختی بدهند تا کار را شروع کنم. یکی از دوستانم در قم کا سنتور سنتی می نوازد، خیلی کمک کرد و لطف کرد تا کار تمام شد. کار را که به آقای مهرجویی دادم، گفت سنتور کار را باید اردوان بزند. من شوکه شدم. چرا قبل از این چیزی در این باره به من نگفتند. ولی اردوان عالی کار کرد. او شماره یک سنتور ایران است.
مهرجویی در فرایند ساخت کارها دخالت می کرد.
نه اصلا. به من می گفت کارها را بساز و تحویل بده. اگر خواستم استفاده می کنم و اگر نه، یک آهنگ دیگر بساز. یم بار شریفی نیا آمد و درباره بیت(( صدای سازم همه جا پر شده/هر کی شنیده از خودش بیخوده)) گفت: باید کلمه بیخوده را عوض کنی. کلی با هم بحث کردیم، اما مهرجویی آمد و گفت هر کاری خودت دوست داری، انجام بده.
یک نکته دیگر هم در کارت به چشم می خورد. نمی ترسی از اینکه در کارت ترانه های عجیب و غریب بخوانی. مثل ترانه ای که درباره نامادری خوانده ای.
خیلی ها با شنیدن این ترانه فکر می کنند من نامادری دارم، در صورتی که اینجوری نیست و خدا سایه مادرم را روی سرم نگه دارد. مثل بازی در یک فیلم سینمایی می ماند که تو باید نقشت را خوب بازی کنی. من سعی کردم خوب نقشم را بازی کنم. ترانه هم هیچ کس را محکوم نمی کند. نه نامادری را و نه هیچ کس دیگری را. حتی می گوید نامادری برایم قصه می خواند مشکل از من است که نمی توانم با او ارتباط برقرار کنم. این ترانه را برای کسانی که در این موقعیت هستند، خواندم تا کمی تسکین پیدا کنند. این ترانه ماجرای جالبی هم داشته. چنر خانم مسن شماره من را پیدا کردند و از من آدرس قطعه مادرم را خواستند که بروند سر خاکش.
کارهایت را آکوستیک ضبط می کنی مثلا گیتار قطعه کم تحمل آکوستیک است.
نه. نمی توانم از لحاظ مادی از عهده کار بر بیایم الان فقط با کاپیوتر کار می کنم.
نمی خواهی به سمت آکوستیک بروی؟
چرا به شرط اینکه این همه زحمتی که می کشیم بازگشت مالی هم داشته باشد.
تو از فروش اینترنتی آلبوم ها چقدر سهم می گیری؟
حتی یک ریال هم بدست نیاورده ام. حتی بارها تهدید شدم که اگر فلان قدر ندهی کارت را به شکل غیر مجاز پخش می کنیم. آلبوم متاسفم را تمام کرده بودم نامه های تهدید آمیز می آمد منزلمان که اگر 30 میلیون تومان ندهی، کارت را با کیفیت خیلی بد پخش می کنیم تا نابود شوی. تازه آن موقع دنبال گرفتن مجوز بودم.
پس چگونه زندگی ات را می گذرانی؟ شغل دیگری داری؟
نه کار و زندگی من موزیک است. من از راه آهنگسازی پول در می آورم.
مثل آهنگی که به فربد معدنی دادی.
آن آهنگ برای یک مسابقه موسقی ساخته شده بود تا جوانان علاقه مند رویش بخوانند تا برای تیتراژ فیلم حفره استفاده شود. غیر از او، شاید 20 نفر دیگر هم روی این آهنگ خوانده اند، اما ایشان برای آهنگ کلیپ هم ساخته اند و از اسم من هم به عنوان آهنگساز استفاده کرده اند.
یک آهنگ دیگر هم به نام دختر فراری ساخته ای که یک خواننده دیگر می خواند.
من آهنگ را ساخته بودم و به کس دیگری فروخته بودم. بعدا کار را شنیدم.
چرا با یک شرکت موسقی قرارداد نمی بندی تا راحت تر مجوز بگیری؟
حاضر نیستم اسیر باشم. می خواهم رها باشم و کاری را که دوست دارم، انجام بدهم. شرکت ها می آیند و قرارداد چند ساله می بندند و هر کاری بکنی به جیب شرکت می رود. اصلا بعضی از این شر کت ها هم هستند که کارها را غیر قانونی پخش می کنند تا کسانی مثل من ضربه بخورند و نتوانند کارشان را به صورت مجاز ارائه کنند. چون می گویند باید بیایی با ما کار کنی.
واقعا آهنگ اصیل کمتر شنیده می شود. همه برای بقیه می خوانند.
من برای دل خودم می خوانم. آهنگ های من درد دل است. به سبک خودم رسیده ام. در این میان تلنگری هم به این و و آن ور می زنم. آدم ها تنهاتر می شوند و مجبورند با خودشان درد دل کنند. برای همین هم شاید آهنگ های من مورد توجه قرار گرفته.
خودت چه جور موزیکی گوش می دهی؟
شجریان و فرهاد. خیلی موزیک گوش نمی کنم.
اگر موزیک گوش نکنی، به ته دیگ می رسی. نمی ترسی؟
منظورم این است که به این دو تا خیلی علاقه دارم که کار جدی می کنند. اصلا نوع خواندن من را اگر پیاده کنی، می بینی که روی دستگاه های ایرانی می خوانم. اما موسیقی های دیگر را هم گوش می کنم. به سازبندی ها دقت می کنم، اما لحن شان را نمی گیرم. نمی توانم خودم را تغییر بدهم. سازبندی ها تغییر می کنند و به روز می شوند اما لحنم نه. در آلبوم بعدی، متوجه این تغییرات می شوید. به سازهای جدیدی رسیده ام.
سنتوری تغییری در وضعیت ایجاد نکرده.
هنوز که نه. تا حالا اتفاقی نیفتاده. ولی همین که با آدم بزرگی مثل مهرجویی کار کردم، عالی است. او کارش را خیلی خوب بلد است.
فکر می کنی تو هم در سیمرغ گرفتن رادان موثر بودی؟
نمی دانم. چه بگویم. بهرام را خیلی دوست دارم.
حتی موقع جایزه گرفتن هم از تو نام برد.
از بهرام ممنونم که حداقل او اسمی از من هم برد. از این هم خوشحالم که اگر نام من در تیتراژ نیامد اما اسم ترانه سراهای قطعات در تیتراژ بود.
فیلم را دوست داشتی؟
+ نوشته شده در چهارشنبه 17 مرداد1386ساعت 22:13  توسط برهان الدين ربانی
|