پری سالهای پیش اومد و رفت
اگه یادت باشه یه پری داشتم مثل یه رویا بود
یه پری که برام خیال بود هیچی ازش نداشتم جز یه مشت خیال و چرت و پرت
باورتون نمیشه همون پری بدجوری خودشو بهم نزدیک میکرد
البته از همین حالا بگم جز خواب چیز دیگه ای نبود
خوب شما فک کنین واقعیه آخه خودم الان گیجم نمیدونم خواب بود یا بیدار
چنان حسش میکردم که مث دیوونه ها بودم بعضی وقتا فک میکردم اون فقط مال منه هیچ شکی نداشتم که اون واقعی و فقط مال خودمه
دیشب اومد سراغم...انقد دیوونم کرد که بغض تو گلوم گیر کرده بود
انگار خدا اونو واسه من فرستاده بود ...نمیدونم میخواس امتحانم کنه یا اینکه میخواست تاوان گناهانم رو بدم
یا شایدم همین الان خوابم
........
یه پری که برام خیال بود هیچی ازش نداشتم جز یه مشت خیال و چرت و پرت
باورتون نمیشه همون پری بدجوری خودشو بهم نزدیک میکرد
البته از همین حالا بگم جز خواب چیز دیگه ای نبود
خوب شما فک کنین واقعیه آخه خودم الان گیجم نمیدونم خواب بود یا بیدار
چنان حسش میکردم که مث دیوونه ها بودم بعضی وقتا فک میکردم اون فقط مال منه هیچ شکی نداشتم که اون واقعی و فقط مال خودمه
دیشب اومد سراغم...انقد دیوونم کرد که بغض تو گلوم گیر کرده بود
انگار خدا اونو واسه من فرستاده بود ...نمیدونم میخواس امتحانم کنه یا اینکه میخواست تاوان گناهانم رو بدم
یا شایدم همین الان خوابم
........

وقتی از پیشم میرفت میبوسیدمش باهاش حرف میزدم چنان نبودشو حس میکردم که نگوووووووووووووووووو
خلاصه اون واسه آخرین بار اومد بهم گفت عزیزم دوست دارم ولی بازم باید یه پری باشم واست .... ولی من نمیخوام تو پری باشی میخوام مث خودم باشی ...باید کی رو ببینم ....
وای حتی خداحافظی کردنش هم شیرین بود ولی وقتی میرفت تازه میفهمیدم خداحافظیش تلخ بوده
آخه صداش مث رویا بود واسم ... دوست دارم سقف آسمون رو سرم خراب شه
نمیتونم تحمل کنم اون بازم میخواد یه پری شه
وااااییییی .... با یه صدای خاص میخوند... دلواپس و بی تابم ... باز امشبم بی خوبم...... من خوندم ادامشو......
فعلا که نمیدونم چی میشه منتظرم زمان مث برق بگذره
..........
تنها بودن یه کابوس شومه عزیزم.........کار دل نباشی تمومه عزیزم
+ نوشته شده در جمعه 10 خرداد1387ساعت 11:18  توسط برهان الدين ربانی
|
