تبليغاتX
چاوشي در قشم و كوويي

چاوشي در قشم و كوويي

كووئي منطقه اي بسيار زيبا

زنده ام ...(به نقل از چاوشیست عزبز)

من با تو خوشم [دانلود] از ترانه های سنتوری بدون فحش و بد و بیراه وسطش
نهایت سعی ام رو کردم که بهش بشه گفت تراک

//

این ترانه خیانت در سنتوری دستکاری شده  ، اصلا لذت آهنگ اصلی رو نداره ...دوستش ندارم

//

"قرار است شرکت باربد مجوز این آلبوم را بگیرد، که هنوز نشده. باید صبر کنیم، صبر! بحث حوزه هنری هم منتفی شد؛ از من خواستند که ظرف مدتی کوتاه یک آلبوم تهیه کنم، که نمی شد. حوزه فقط آثاری را منتشر می کند که اشعار کلاسیک در آن ها استفاده شده باشد، گفتند ترانه و شعر امروزی قبول نمی کنیم. من هم جوابی بهشان ندادم."


//

من خودم سیزدهم بزودی ...!؟

//

پوووف....
http://www.chavoshist.blogfa.com/

نظرات شما در وبلاگ چاوشیست

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 اسفند1386ساعت 13:33  توسط برهان الدين ربانی  | 

"هاچ زنبور عسل" یا "سنتوری"؛ مساله این است!


"سنتوری" شاید شیطنت هایی نیز داشته باشد - که می توانست نداشته باشد - مثل عبا پوشیدن هنرپیشه اصلی فیلم که اساسا نیازی بدان وجود نداشت، اما بازتابی است از "تلخی های واقعی جامعه" ولو آنکه گروهی این واقعیت ها را انکار کنند یا آنکه بر این باور باشند که مهرجویی در فیلم خود، بیش از حد مبالغه کرده است.

جامعه امروزین ایران، برغم روشنی هایی که دارد- و این فیلم از آنها کمتر سراغ می گیرد- در بطن و ظاهر خود، از مصائبی رنج می برد که "سنتوری" به بازگو کردن آنها- ولو عریان و خشن- می پردازد.

البته، این گونه روایت کردن، در سینمای ما که آثارش غالبا یا مدح و شعار است و یا بی خاصیت و بی محتوا، قطعا با چالش مواجه می شود.

مروری بر آثار سینمای سالهای گذشته و اخیر، موید این مدعاست و در این بین، تفاوتی ندارد که خالق اثر که باشد، از ابراهیم حاتمی کیا رزمنده دیروز و فیلمساز امروز گرفته تا داریوش مهرجویی روشنفکر.
مهم این است که "موج مرده" ساخته نشود و "سنتوری" نیز؛ فیلم که نباید حرف بزند، نباید که بتپد، نباید که اندیشه ای را به تکاپو وادارد، نباید که تلنگر بزند، نباید که فریاد بکشد، نباید که ...؛ فیلم باید فقط سرگرم کننده باشد و ای بسا بتواند تماشاگران را بخنداند ؛ چنین فیلم هایی، هرگز پشت تهیه کنندگانشان را نمی لرزانند که مبادا توقیف شوند، مبادا سانسور شوند، مبادا حتی بعد از مجوز اکران، جلوی نمایشش را بگیرند، مبادا حتی در وسط نمایش، آن را از پرده پایین بکشند، مبادا ... .

واقعیت این است که مردم، به ویژه جوانان - افرادی مثل علی سنتوری و همسرش- هرگز زیاده طلب نیستند ولی از جامعه و مدیرانش انتظار دارند که درک شان کنند و آنها را در چنبره خشک مقدس بازی ها فنا نسازند.

علی سنتوری، در خانواده ای بزرگ شده است بسیار متمول و در عین حال بسیار مذهبی.
مادر او، از آن "حاج خانم" هایی است که منزل شان، محفل قرآن و جلسات دینی است ولی همین مادر مومنه، چنان عرصه را بر فرزندانش تنگ می کند که در نهایت فرزندش "علی" که عاشق موسیقی است از آنجا رانده می شود و جالب اینکه مادر در بیرون راندن فرزند، خود را مقصر نمی داند: "من فقط به او گفتم یا این خانه یا آن سنتور!"

راستی مگر کم هستند افرادی که از دین و ایمان بیزار شده اند فقط به دلیل محدودیت ها و فشارهایی که "دین ظاهران" به نام دین بر آنها تحمیل کرده اند؟

"سنتوری" بی آنکه در دام شعار بیفتد، فریادی است علیه کسانی که دین را در تاروپود خود تنیده عقاید شخصی و ای بسا عقده های خویش جستجو و بدتر از آن بر دیگران تحمیل می کنند و حال آنکه دین واقعی، همانند همان آوای زیبای سنتور است که در فضای جان پراکنده می شود و آن را نوازش می کند.

سنتوری، حکایت جامعه ای است که در آن شعر، موسیقی، عشق، معنویت، حرکت و هنوز لبخند، جاری است و این را می توان در صمیمیت روحانی ای که علی سنتوری و نامزدش را به عقد هم در می آورد، به زیبایی و سادگی دید ولی "خشک مقدس" هایی مثل مادر علی سنتوری و افرادی که نوشدارو بعد مرگ سهراب می آورند، مثل پدر علی سنتوری، همه چیز را خراب می کنند هر چند که در نهایت، هستند افرادی که اهل درک و درد هستند مثل پزشک معالج علی سنتوری و این، یعنی امید، هنوز زنده است، هر چند علی سنتوری، ماندن در آسایشگاه روانی را بر بازگشت به جامعه ای که همه آنها ادعای دین و سلامت دارند، ترجیح بدهد و چه پیام سهمگینی در این بخش از ماجرا نهفته است!

"سنتوری" اینک در قتلگاه قاچاق سی دی، گرفتار آمده است و روز به روز نحیف تر و ضعیف تر می شود. ای کاش پس از توقیف پرماجرا و "سانسور"ی که معاون سینمایی ارشاد "پالایش"ش می خواند، لااقل اجازه دهند سنتوری در لیست اکران نوروزی قرار گیرد تا هم پاسخی به قاچاقچیان فیلم داده شود و هم سنتوری پیش از این آسیب نبیند.

منبع: پایگاه اینترنتی پارسیفا


+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 اسفند1386ساعت 12:30  توسط برهان الدين ربانی  | 

پول بليت سنتوري را به اين حساب واريز كنيد

شماره حساب : 0116407795 (بانك تجارت شعبه چهارراه پارك كد032 ) به نام فرامرز فرازمند و داریوش مهرجویی

پرويز براتي
فاجعه قاچاق «سنتوري» آخرين ساخته داريوش مهرجويي همچنان نقل محافل است و واكنش تند سينماگران را در پي دارد. روز گذشته ايده‌اي در گروه «ادب و هنر» اعتماد ملي شكل گرفت مبني بر اينكه هركس طي روزهاي اخير سي‌دي يا DVD «سنتوري» را به شكل غيرقانوني خريداري كرده، مبلغي به حساب تهيه‌كننده اين فيلم واريز كند. يادمان هست كه كارگردان اين فيلم و موكلش اعلام كرده بودند خريدن اين سي‌دي شرعا حرام است. همچنين طي ماه‌هاي گذشته بسياري از سينماگران، فعالان و مسوولان فرهنگي اين كار را تقبيح كرده و آن را به‌مثابه نوعي «سرقت» دانسته بودند. از اين رو خريداران سي‌دي «سنتوري» كه به واسطه همين سي‌دي اين فيلم را ديده‌اند براي آنكه در «سرقت» و «قاچاق» سهيم نباشند مي‌توانند بهاي بليت آن را به شماره حساب مشترك تهيه‌كننده و كارگردان فيلم واريز كنند. اين ايده روز گذشته ابتدا با داريوش مهرجويي (كارگردان «سنتوري») و در ادامه با فرامرز فرازمند (تهيه‌كننده آن) در ميان گذاشته شد. مهرجويي و فرازمند، هم از اين ايده استقبال كردند و هم نگران بودند. استقبال آنها از اين جهت بود كه معتقد بودند اين حركت باعث وحدت سينماگران مي‌شود، اما نگراني‌شان از آن بابت بود كه مي‌گفتند مبادا طرح اين ايده به معناي «محتاج بودن» آنها تلقي شود. نهايتا هر دو ضمن موافقت با اين ايده، اعلام كردند كه عوايد احتمالي آن صرف امور خيريه خواهد شد. مهرجويي در اين باره به اعتماد ملي گفت: «من شخصا با اين ايده موافقم. ژست قشنگي است و يك نوع وحدت و همدلي را مي‌رساند. ما مي‌توانيم شماره حسابمان را اعلام كنيم، ولي اميدوارم مردم عزيز در جريان باشند كه ما محتاج نيستيم و هرچه به حسابمان واريز شود، صرف امور خيريه مي‌شود.» فرازمند هم كه قاچاق سي‌دي «سنتوري» را «ضربه به سينماي ايران» مي‌دانست، گفت: «اينجا مساله پول در ميان نيست. ما بايد به ضربه روحي فكر كنيم كه به مهرجويي و بقيه عوامل فيلم وارد شده است. بحث من اين است كه مي‌گويم اگر قرار بود سنتوري اكران نشود، چرا پروانه ساخت داديد؟!» او همچنين درباره ايده گروه «ادب و هنر» اعتماد ملي اضافه كرد: «من قبلا هم گفته بودم كه اگر «سنتوري» فروش داشت 50 درصد آن را صرف امور خيريه مي‌كنم. حتي مي‌توان صرف كمك به زحمتكشان و فعالان عرصه سينما كرد كه نيازمند ياري هستند. به هر حال شخصا با اين ايده موافقم و اعلام مي‌كنم كه عوايد احتمالي اين طرح را صرف امور خيريه مي‌كنيم.» فرازمند در ادامه به درخواست خبرنگار اعتماد ملي، حساب مشترك خود و مهرجويي را اعلام كرد. اين حساب مشترك به نام «داريوش مهرجويي و فرامرز فرازمند» و از اين قرار است: 0116407795 (بانك تجارت شعبه چهارراه پارك كد 032).
همان‌طور كه كارگردان «سنتوري» گفته، اين طرح مي‌تواند قبل از هر چيز به همدلي و وفاق در سينما خصوصا سينماي فرهنگي و مستقل بينجامد؛ شايد مبلغ 1000 يا 1500 تومان بهاي يك بليت كه از سوي خريداران اين سي‌دي يا بينندگان آن به حساب تهيه‌كننده و كارگردان آن واريز مي‌شود، مبلغ چنداني نباشد و همگان، حتي آنهايي كه اين سي‌دي را نخريده‌اند، مايل به همراهي با اين طرح باشند، اما بايد بدانيم كه عوايد اين حركت بيش از هر چيز به ثبات سينماي مستقل كمك كرده و ضربه‌اي كه به اين سينما خورده را جبران مي‌كند. تاكيد مي‌شود همان‌طور كه كارگردان و تهيه‌كننده «سنتوري» متذكر شده‌اند اين حركت براي كمك مالي به آنها نيست؛ بلكه هدف از آن، يادآوري پديده زشت «قاچاق» است.

منتشر شده درروزنامه اعتماد ملی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 22:50  توسط برهان الدين ربانی  | 

اين نسخه سنتوري از كجا آمده است؟ - [گيسو فغفوري]

از ميدان وليعصر تا پاساژ تنديس تجريش، از انقلا‌ب تا امام حسين؛ حالا‌ ديگر همه <علي سنتوري> مي‌فروشند. مي‌گويند بدون سانسور است، كيفيت آينه. قيمت دو برابر دي‌وي‌دي‌هاي معمول- از 2 هزار تا 3 هزار- استدلا‌ل هم مي‌كنند؛ اولش است چند روز ديگر قيمت مي‌آيد پايين.

چند نفر ايستاده بودند و باور نمي‌كردند. مي‌گفتند دوباره سي‌دي خالي مي‌فروشيد. فروشنده هم تاكيد مي‌كرد ما اينجا هستيم اگر خالي بود برگردانيد، اگر آينه بود برايمان صلوات بفرستيد. عابري كه رد مي‌شود، مي‌گويد نخريد خيانت است، دزدي است و رد مي‌شود. خوشحال مي‌شويم، اما گويي اين حرف اثري ندارد و چند نفر دي‌وي‌دي سنتوري را كه با عكس‌هاي زيباي فيلم از <گلشيفته فراهاني> و <بهرام رادان> تزيين شده مي‌خرند و اين موضوع قطعيت مي‌يابد كه فروش تقريبي قاچاق اين فيلم در كمتر از 2، 3 روز مي‌تواند 150 تا 200 ميليون تومان باشد؛ ثروتي كه هم از فروش هر نسخه آن به قيمت 50، 60 هزار تومان به تكثيركننده‌هاي مختلف در سراسر شهر به دست مي‌آيد و هم درصدي از فروش‌هاي آن از تك‌تك نسخه‌هاي قاچاق در اختيار فروشندگان اصلي پديد مي‌آيد. اين قيمت را فروشنده جواني مي‌گويد كه دي‌وي‌دي سنتوري را مي‌فروشد. از همه اينها كه بگذريم اين سوال مطرح است: اين نسخه از كجا آمده است؟ نسخه‌اي كه هم با نسخه اكران شده در جشنواره متفاوت است، هم با نسخه‌اي كه قرار بوده به نمايش عمومي درآيد. نسخه‌اي كه كامل است، هم صحنه ورود علي بلورچي را به مجلس روضه مادرش به‌طور كامل دارد، هم صحنه‌اي را كه در آن خانه هيچ مدادي پيدا نمي‌شود. هم ترانه‌هاي چاووشي را با صداي خودش دارد،هم آن ترانه‌هايي را كه در ايام جشنواره به دليل مصادف شدن با ماه محرم حذف شده بودند و اينك همراه فيلم است. هم صحنه‌ها بدون برش‌هايي استكه در جشنواره از سوي مهرجويي به عنوان تدوين متفاوت اعلا‌م شد. نسخه قاچاق سنتوري كيفيت بالا‌تري دارد صاف مثل آينه است، صداي آن نيز شفاف پخش مي‌شود. لب‌خواني بهرام رادان با صداي چاووشي خوب درآمده است؛ مثل نواختن سنتور توسط او. شايد به خاطر همين نكته‌ها بود كه توانست سيمرغ بلورين بهترين بازيگر را در جشنواره بيست‌وپنجم از آن خود كند. اين فيلم كه به صورت قاچاق پخش شده يكدست است و سر راست. تكه‌تكه نيست مثل فيلمي كه در جشنواره پارسال ديديم و البته همان هم خيلي خوب بود. نمي‌دانيم آيا اين همان فيلمي است كه در جشنواره فيلمكس توكيو مورد تحسين مردم و داوران قرار گرفته، يا همان نسخه‌اي است كه در لس‌آنجلس به نمايش درآمده؟ نمي‌دانيم آيا اين يكي از همان 50 نسخه‌اي است كه در اختيار سينماها براي اكران قرار گرفته يا از روي اينترنت دانلود شده است.نمي‌دانيم چطور شد كه اين همه تمهيداتي كه پخش‌كننده فيلم براي جلوگيري از قاچاق در نظر گرفته بود، مثل كدگذاري كپي‌هاي 35 و استفاده از كپي 35 فيلم و... چگونه دور زده شد؟نمي‌دانيم كه دي‌وي‌دي اين فيلم چرا يك سال پس از اكران در جشنواره و هفت ماه پس از زماني كه قرار بود به نمايش عمومي درآيد، درست پس از جشنواره فيلم فجر به بازار آمده است؟ آيا بايد فكر كنيم كه رابطه‌اي ميان اين زمان‌هاست؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 22:49  توسط برهان الدين ربانی  | 

دات دبلیو اس (به گفته بهترین وبلاگ محسن)

"اما یک اما..!

آیا بهتر نبود پیشتر ها برای ارتقا امنیت اجتماعی ازادامه ی فعالیت این اراذل و اوباش و سارقان و متعرضان به حریم خصوصی و شخصی هنر و هنرمندان جلوگیری میکریم؟"

 

این که خواندید بخشی از بیانییه سازمان فیلمسازان ترقی خواه ایران نبود ، بلکه نوشته ای از فرهاد عزیزی است که هم اکنون بر پیشانی سایت تازه راه انداری شده " mohsenchavoshi.ws " است، که واقعا قابل تامل است . او مثل اینکه بیشتر تحت تاثیر تبلیغات خود قرار گرفته آنگاه که روزی هزار بار سایت مزبور را سایت رسمی محسن چاوشی (خواننده ی تا الان غیر رسمی ) خطاب می کند و به همه ی اد لیست های خود و دوستانش سند تو آل می کند . به راستی فرهاد عزیزی فکر می کند پشت چه تریبونی قرار گرفته است ؟ او نمی داند ممکن است این سخنان پرگهر به ضرر کسی تمام شود که سایت را با عکسهای او مزین کرده اند ؟

دیگه از این کلمه رسمی حالم بهم می خوره....

دامنه ی سایت را داشته باشید ....دبلیو اس !!

عاقبت سایت mohsenchavoshi.ir  هم  مغلوم نیست چه شد!

دامنه ی  mchavoshi.ir نیز توسط مهدی جهانگیر ثبت شده و آدرس دوم ام سی سانگ است که مالکش  آن را سایت رسمی هواداران محسن چاوشی (خواننده ای که تا الان غیر رسمی است ) معرفی می کند .

 mchavoshi.irشاید دامنه ی معقول تری برای سایت رسمی آینده چاوشی باشد اما مهدی جهانگیر هیچ ارتباط مستقیمی با چاوشی ندارد تا با او عکس دو نفری بگیرد .

جایی که ارتباط نزدیک تر دامنه را تعیین می کند .

کاش می شد این سایتهای به اصطلاح رسمی ما را از خبر رسانی ها ی مستمر ، کوششهای بی دریغ و گوهرفشانی ها ی به موقع خود محروم نمایند .حداقل تا چند ساعت بعد از ریلیز اولین آلبوم که اون برچسب لعنتی ،جهنمی را دارد صبر پیشه نمایند و بعد مثال قارچ رویش بفرمایند .

نظرات شما در این وبلاگ                (   www.chavoshist.blogfa.com   )

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 14:34  توسط برهان الدين ربانی  | 

محسن چاووشی: برای سنتوری آه کشیدم - ۱۴ اسفند ۸۶

طاقت بیار و مرد باش!

مزدک علی نظری- «محسن چاووشی» برای مخاطبان موسیقی پاپ ایران، نامی کاملاً آشناست. او خواننده جوانی است که طی دو- سه سال گذشته با موزیک خاص و آن صدای گرفته اش، در دل میلیون ها ایرانی جا باز کرده؛ ولی انگار این برای صدور مجوز و اجازه رسمی مرکز موسیقی اداره ارشاد اسلامی کافی نیست!

برای دیدن عکس در اندازه ی واقعی اینجا را کلیک کنید

چاووشی از همان ابتدا که با تراک های بی کیفیت ضبط شده در استودیوی خانگی اش به عنوان یک «خواننده زیرزمینی» معرفی شد، چه از نظر موزیک و چه در منش، شخصیت نظرگیری از خود بروز داد که او را کاملاً از هم ردیفانش جدا کرد. او از آغاز کار هنری اش به دنبال دریافت مجوز ارشاد بوده و در حالی که مستنداتی برای رد ادعای فعالیت غیرقانونی دارد، همچنان در جایگاه «متهم» و در حسرت چراغ سبز مسئولان فرهنگی کشور مانده است.

این روزها با پخش CDهای قاچاق فیلم سینمایی «سنتوری» (ساختهء به محاقِ توقیف رفتهء «داریوش مهرجویی») در هر خانه ای می شود صدای محسن چاووشی را شنید که می خواند: «...اما تو کوه درد باش/ طاقت بیار و مرد باش!»

 

- زمانی که ترانه های «سنتوری» پیش از اکران خود فیلم به اصطلاح لو رفت و بین مردم دست به دست می شد، این اتفاق به گردن شما افتاد. حتی عوامل اصلی فیلم مصاحبه کردند و گفتند چاووشی موزیک ها را پخش کرده. طبیعی هم بود که همه باور کنند، چون شما مجوز نداشتی و به خواننده زیرزمینی هر وصله ای می چسبد!

- بله. متاسفانه این اتفاق افتاد. ولی من همان موقع هم توضیح دادم که روی موزیک هایی که در استودیوی ما بود، هنوز ساز سنتور اضافه نشده بود. سنتور موزیک فیلم را «اردوان کامکار» زد و به جز تراک «زخم زبون»، ما با هم کار نکردیم. یعنی من کار را ساختم و تحویل تهیه کننده دادم، بعد خودشان سنتور را به آن اضافه کردند. آن موزیکی که بین مردم پخش شد را تا وقتی همه شنیدند، اصلاً خود من نشنیده بودم!

- به هرحال حالا نه تنها سنتوری با زیرنویس انگلیسی (که از پرده سینماهای آمریکا سرقت شده) دست قاچاقچیان افتاده، بلکه بدون زیرنویس و با کیفیت خوب هم دست مردم هست! این نشان می دهد که یا قضیهء لو رفتن های سنتوری از جای دیگری آب می خورد، یا باز این هم کار شماست؟!

- (با خنده) چی بگویم؟ لابد همینطور بوده!

- وقتی فیلم توقیف شد، خیلی ها گفتند استفاده از صدای محسن چاووشی باعث این اتفاق شده.

- بله، خیلی ها اینطور فکر می کردند. اما بعد که قرار شد صدای خواننده های دیگر را روی فیلم بگذارند، یا حتی «بهرام رادان» (بازیگر نقش «علی سنتوری») به جای من بخواند، باز مشکل حل نشد. خدا را شکر حالا دیگر همه فیلم را دیدند و فهمیدند مشکل از محتوای خود فیلم است، نه موزیک من.

- با مهرجویی یا عوامل دیگر سنتوری تماس داری؟

- بعد از تحویل کار دیگر تماسی با آن ها نداشتم. فقط وقتی شنیدم تراک ها لو رفته، از طریق دوستان به آقای «(محمدرضا) شریفی نیا» پیغام دادم که اینطور شده.

- به هرحال آن موقع مصاحبه های تندی علیه شما شد که بازتاب زیادی هم داشت.

- بله. همان ها که دنبالم آمدند، بعد به من لقب خالتور دادند! البته نمی خواهم دوباره این بحث مطرح شود و ناراحتی به وجود بیاید. خصوصاً که اصلاً به آقای مهرجویی ارتباطی ندارد، ایشان شخصیت بزرگی است. مشکل از جای دیگر بود... شاید خیلی ها فکر کنند من از سرنوشت سنتوری خوشحال شدم، اما جداً وقتی شنیدم سنتوری توقیف شد و بعد هم CDاش در آمد، برایش آه کشیدم. اول خیال کردم مجوز اکران نگرفته و داده اند تا در شبکه ویدئویی پخش بشود. البته با آن وضع که در جشنواره پخش شد، می شد حدس زد که سنتوری اکران نمی شود. درست یادم نمی آید چه مناسبتی بود، ایام عذاداری بود و صحنه های فیلم مدام کات می شد. تمام قسمت های شاد را از فیلم بریده بودند. به هرحال می خواهم بگویم که به سنتوری دل نبسته بودم. من به خاطر گرفتن مجوز با آقای مهرجویی کار نکردم. اول کار هم بهشان گفتم که من هنوز مجوز ندارم، می توانید از خواننده های مجاز استفاده کنید. خودشان گفتند مهم نیست، ولی بعد نتوانستند کمکی بکنند؛ به من که نه، به خودشان کمک کنند.

- به هرحال فیلم به صورت گسترده در کشور پخش شد و این روزها در همه خانه ها صدای شما شنیده می شود. از این قضیه چه حسی داری؟

- راستش من ارتباط زیادی با بیرون از استودیو و محل کارم ندارم. فقط می دانم که مثلاً از اکران این فیلم در کانادا استقبال خوبی شده بود. بعد هم CDاش در ایران پخش شده و دوستانم یک نسخه زیرنویس دار برایم آورده اند. این خبرها را بیشتر از بهرام رادان می شنیدم، هر روز یک خبر بد جدید می داد و ناراحت تر می شدیم.

- شنیدیم برای ساخت ترانه های فیلم فقط مبلغی به عنوان پیش پرداخت داده بودند که بابت پول چهار تکست، به شاعران کارها داده ای. درست است؟

- راستش من واقعاً به فکر مسائل مالی نیستم. خصوصاً در ماجرای سنتوری که اینطور بود. البته به هرحال باید زندگی کرد و نمی شود مادیات را در نظر نگرفت. بحث خوبی نیست، ولش کنیم بهتر است!

- الان چه می کنی؟ ماجرای گرفتن مجوز، آلبوم جدیدت «یک شاخه نیلوفر» و همکاری با حوزه هنری چه شد؟

- قرار است شرکت باربد مجوز این آلبوم را بگیرد، که هنوز نشده. باید صبر کنیم، صبر! بحث حوزه هنری هم منتفی شد؛ از من خواستند که ظرف مدتی کوتاه یک آلبوم تهیه کنم، که نمی شد. حوزه فقط آثاری را منتشر می کند که اشعار کلاسیک در آن ها استفاده شده باشد، گفتند ترانه و شعر امروزی قبول نمی کنیم. من هم جوابی بهشان ندادم.

- خیلی های دیگر هم مثل شما بودند که بعد مجوز گرفتند. مشکل ارشاد با شما چه است؟

- من تمایل شدیدی دارم که با ارشاد کار کنم. هرجا بروم، باز راهم به ارشاد ختم می شود. مشکل الانم هم همان کارهای غیرمجازی است که بین مردم پخش شده. من نمی دانستم موقعی که این اتفاق می افتد باید به ارشاد خبر بدهم. مرکز موسیقی چون می دیده که اعلام نمی کنم، خیال می کرده که خودم تمایل داشتم، خودم آن ها را پخش کردم. اما واقعیت این است که من از خیلی پیش تر در ارشاد پرونده داشتم؛ آلبوم «نفرین» برای گرفتن مجوز در ارشاد بود، فقط دو تراکش اصلاحیه خورده بود. درست همان شبی که یکی از بچه ها برگهء اصلاحیه را برایم آورد، خبر رسید که آلبومم لو رفته و دارند توی مغازه ها می فروشند! دلیلی نداشت کاری که برایش هزینه کرده بودم را اینطور به باد بدهم.

- تا اینجا که خیلی بدشانس بودی!

- من به شانس اعتقاد زیادی ندارم. می گویم آدم هرچقدر تلاش کند، نتیجه اش را می گیرد. حتماً یک جای کار من ایراد داشته که هرچند ناخواسته، اما کارم پخش شده دیگر. لابد سهل انگاری کردم.

- در سال های اخیر این اتفاق برای خیلی ها افتاد؛ از مجوزدارها گرفته تا خوانندگان تازه کار.

- در این یک سال و نیم اخیر – به جز آهنگ های سنتوری که ورژن نهایی شان اصلاً دست من نبود- سعی کرده ام کاری لو نرود. از آهنگ هایم محافظت کردم تا اشتباه گذشته تکرار نشود. وقتی این کارهای جدید را بشنوید آنوقت می توانید مقایسه کنید؛ ببینید که نسبت به کارهای پخش شده چقدر از نظر فنی رویشان کار شده و کیفیت شان بهتر است. آن ها که دست مردم است فقط ماکت اند و باعث شدند آبروی هنری من برود. البته فقط از نظر فنی می گویم؛ از نظر هنری که بستگی به مخاطبان دارد و آن ها باید نظر بدهند.

- راستی! این روزها با خیلی از هنرمندان صحبت شده که برای انتخابات مجلس، به نفع کاندیدای خاصی موضع بگیرند و تبلیغ کنند. با شما هم مذاکره کردند؟ اصلاً خودت تمایل داری وارد این بحث بشوی؟

- در مورد چیزی با من حرف بزنید که بفهمم! من دنیایی دارم که مال خودم است. هنر را هم برای خود هنر دوست دارم، نه برای بهره های مادی. هنر برای خداوند است، ما فقط خوش نقشی می کنیم.

در ادامه مطلب چند تا عکس ببینید..................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 12:42  توسط برهان الدين ربانی  | 

یه نقاشی خوشگل!

کار خودمه هاااااااااااااااااااااااا

برای دیدن عکی در اندازه ی واقعی اینجا رو کلیک کنید

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 اسفند1386ساعت 17:4  توسط برهان الدين ربانی  | 

برا دیدن تصویر در اندازه واقعی اینجا را کلیک کنید..............

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 اسفند1386ساعت 2:42  توسط برهان الدين ربانی  | 

سه نقاشی بسیار زیبا

برای دیدن عکس در اندازه واقعی خودش اینجا را کلیک کنید...................

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 اسفند1386ساعت 18:56  توسط برهان الدين ربانی  | 

گل سر

برای مشاهده والپپیر در اندازه واقعی اینجا را کلیک کنید......................

+ نوشته شده در  جمعه 3 اسفند1386ساعت 15:29  توسط برهان الدين ربانی  | 

یه والپیپر زیبا ...!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 اسفند1386ساعت 1:38  توسط برهان الدين ربانی  |