تبليغاتX
چاوشي در قشم و كوويي

چاوشي در قشم و كوويي

كووئي منطقه اي بسيار زيبا

آخه چرا؟؟؟؟؟؟؟!

 

بچه ها من میترسم پری قصه های من به یه غول بی شاخ ودم تبدیل شده !

کمک ! کمک !         النجده! النجده!   Help! Help!

تو خیالم قدم میزدم  همون پری خودم رو دیدم از خوشحالی داشتم ناخنامو می جویدم...

نگاهمو مامور کردم بره باهاش حرف بزنه !     یهو نگاهمو هل داد طرفم !

آخ چه دردی داشت طفلی !

نگاهمو از خودش رونده بود ناخدآگاه اشکام مشغول سرسره بازی شدند !

خواستم نگاش کنم ولی اشکام جلو دیدم رو گرفته بودن!

به پری گفتم میشه بگی چرا؟

حرفی نمیزد !

بهش التماس کردم   هیچی نمیگفت اونقد شوکه شده بودم که یهو از آشپزخونه رفتم ببخشید حال !

وای ک هچه چیزایی میدیدم تو بی حالیم ....

  پری خودم رو دیدم از خوشحالی داشتم ناخنامو می جویدم...

نگاهمو مامور کردم بره باهاش حرف بزنه !     یهو نگاهمو هل داد طرفم !

آخ چه دردی داشت طفلی !

نگاهمو از خودش رونده بود ناخدآگاه اشکام مشغول سرسره بازی شدند !

خواستم نگاش کنم ولی اشکام جلو دیدم رو گرفته بودن!

به پری گفتم میشه بگی چرا؟

حرفی نمیزد !

بهش التماس کردم   هیچی نمیگفت اونقد شوکه شده بودم که یهو از آشپزخونه رفتم ببخشید حال !

وای ک هچه چیزایی میدیدم تو بی حالیم ....  

پری خودم رو دیدم از خوشحالی داشتم ناخنامو می جویدم...

نگاهمو مامور کردم بره باهاش حرف بزنه !     یهو نگاهمو هل داد طرفم !

آخ چه دردی داشت طفلی !

نگاهمو از خودش رونده بود ناخدآگاه اشکام مشغول سرسره بازی شدند !

خواستم نگاش کنم ولی اشکام جلو دیدم رو گرفته بودن!

به پری گفتم میشه بگی چرا؟

حرفی نمیزد !

بهش التماس کردم   هیچی نمیگفت اونقد شوکه شده بودم که یهو از آشپزخونه رفتم ببخشید حال !

وای ک هچه چیزایی میدیدم تو بی حالیم ....  

پری خودم رو دیدم از خوشحالی داشتم ناخنامو می جویدم...

نگاهمو مامور کردم بره باهاش حرف بزنه !     یهو نگاهمو هل داد طرفم !

آخ چه دردی داشت طفلی !

نگاهمو از خودش رونده بود ناخدآگاه اشکام مشغول سرسره بازی شدند !

خواستم نگاش کنم ولی اشکام جلو دیدم رو گرفته بودن!

به پری گفتم میشه بگی چرا؟

حرفی نمیزد !

بهش التماس کردم   هیچی نمیگفت اونقد شوکه شده بودم که یهو از آشپزخونه رفتم ببخشید حال !

وای ک هچه چیزایی میدیدم تو بی حالیم ....  

خلاصه بگم داشتم از بیحالی میمردم

به هوش که اومدم  بازم اونو ندیدم داشتم از گریه میترکیدم

اشکی نمونه رو چشمام حرفی نمونده بود تو لبهام دیگه داشت همه چی تموم میشد...

یه بار مردم دوباره زنده شدم....!

فکر میکردم اون پری یه دیو بود

همه چیز تموم شده بود همش فک میکردم یه کابوسه ولی هرچی خودمو میزدم بیدار نمیشدم !

بهش گفتم تو پری مو طلا رو ندیدی ؟

گفت خودمم !

به حرف اومده بود ولی چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 آبان1386ساعت 1:7  توسط برهان الدين ربانی  | 

تا ابد........

در مورد این عکس خود پری میدونه فقط !

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

میخواستم بخوابم یعنی دوست داشتم بخوابم !

خوابم دوست نداشت بیاد

نمیدونم چرا ولی فکرم داشت خیلی کار میکرد

فکرم داشت نگینی رو تجزیه میکرد

فک کنم داشت با کمک آقای چکش اونو می شکست

منم میخواستم خوابم بیاد بهم لالایی بگه ولی افسوس که نمیخواست باهام باشه

دوست داشتم اون پری خوشگل رو هر چه زود تر میدیدم ولی خوابم نمیگذاشت

داشتم با زور خوابمو میکشوندم طرف رختخوابم ولی اون نمیخواست

منم ناچار بودم میخواستم اونی که همیشه بهم میگه داداشی رو از نزدیک ببینم.. !

به یاد یکی از آهنگهای استاد افتادم که میگفت "باز امشب هم بی خوابم ".....البته ربطی نداره

ولی ..... !

خوب بگذریم.....                

 به خودم نگاهی انداختم خودمو دیدم که مثل یه درویش افتاده یه گوشه داره میمیره

داد زدم : خودم !  چرا داری میمیری

بهم گفت ببخشیدا برای پری دارم میمیرم !

ازش پرسیدم : پری مو طلا رو میگی ؟

هیچ صدایی تو گوشم نرفت که نرفت....

بهش نزدیک شدم تو چشماش یه چیزی دیدم که واقعا نمیدونم چه جوری بود فقط به چشماش  نگاه میکردم

منم داشتم می افتادم

یهو خوابم امد کنارم نشست و یه لالایی گفت یهو خوابم گرفت !

 

 

من اون پری خوشگل رو ندیدم.....

آخه میدونین چیه؟ اصلا من اونو ندیدم نه صداشو شنیدم فقط میدونم داره هی بهم میگه داداشی ...داداشی

منم هی بهشم میگم آبجی جونم آبجی جونم !

به هر حال آبجی من یه پری خوشگله یه پری با موهای طلایی   همین  !

همیشه از خواب میپریدم

زور میزدم آبجی جونم بیاد به خوابم ولی نمیدونم چرا وقتی خوابم دوباره میومد بهم لالایی میگفت دیگه هیچی رو نمیدیدم .....دوست داشتم پری خودمو ببینم ....!

 

الانم که دارم اینو مینویسم دارم به یه نگین خوشگل فکر میکنم   !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
+ نوشته شده در  شنبه 19 آبان1386ساعت 23:6  توسط برهان الدين ربانی  | 

!!!!!!!!!!!!!!!

سلام دوستان....

خبرهای جدیدی از فعالیتهای محسن به گوش میرسه...مثل اینکه این طلسم مجوز رو دیگه واقعا حوزه

هنری میخواد بشکونه....(حالا کی میخواد بشکونه معلوم نیست)محسن چاوشی چندین قطعه ی جدید

کار کرده که این قطعات در مرحله ی میکس و مسترینگ هست و قرار شده که هر وقت کاراش تموم شد

تحویل حوزه هنری داده بشه(ما هم امیدواریم همینگونه باشه) ضمنا اشعار این قطعات از شاعران بزرگ

ایران زمین هست(نظیر حافظ..سعدی...مولانا و...)که صحت این اخبار رو بیشتر ثابت میکنه! اما زمان

پخش این آثار هم مثل همیشه نا معلوم اعلام شده..یک صدایی هم از محسن گذاشته شده از سایت

mcfans که گفتن صدای زنده و بی افکت محسن چاوشیست در حالی که کاملا افکت رو میشه در این

صدا به وضوح حس کرد  به هر حال فقط یه حدسه و به نظر من هم محسن نیست! که باز هم پخشش

درست نبود از جانب این سایت!به هر حال امیدواریم که قدرت حوزه ی هنری به ارشاد بچربه و محسن

چاوشی مجوز بگیره......!باز هم میگم زمان انتشار معلوم نیست اما اونچیزی که معلومه اینه که وزارت

ارشاد به نظر نمیرسه به محسن حالا حالا ها مجوز بده مگر اینکه بخواد جلوی حوزه هنری رو بگیره و به

محسن مجوز بده در غیر اینصورت تنها فرشته ی نجات محسن حوزه هنریه! منتظر اخبار جدید تر از همین

سایت باشید.....

+ نوشته شده در  شنبه 19 آبان1386ساعت 0:3  توسط برهان الدين ربانی  | 

سنتوری وارد بازار میشود!

بچه ها برین خودتون ببینین اینجا

جوانه پویا

 

منم دیگه فکر کنم بناید بیام آخه کنکور سختی در انتظاره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

بای !

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 آبان1386ساعت 16:7  توسط برهان الدين ربانی  | 

مقاله ای در مورد ....!

 

یه پری با موهای طلایی در کنار چشمه ای از خیال من داشت آب

می نوشید. نا خدآگاه نگاهم تو چاه افتاد هی داد میزد کمک کمک!

ولی هیچ کسی صداشو نشنید فکر کنم اون پری میدونست نگاهم کمک لازم داره ولی اون بی اعتنا با موهاش حرف میزد نگاهم رو نجات دادم

ولی نگاهم زود شیطونی کرد منو تو درد سر انداخت بهش گفتم آخه چته امروز میگفت میخوام اونو  ببینی  .....   ولی آخه چی رو؟

منم که کنجکاو شده بودم یهو باز چشم با اون پری تصادف کرد

چشام بد جوری آخ و اوخ میکردن!

وای که چقدر بد بود .....................................

چشامو از خودم روندم انداختمشون تو زندون آب خنک بخورن....

ولی کجاس دل غافل اون پری به چشاش دستور داد بیان باهام برخورد جدی کنن فک کنم میخواست چشامو ازم بگیره

یهو زبون با صدای کلفتش گفت چیه میخوام همکار منو از کار بیکار کنی؟

پری خانم تا خواست به زبون دستور بده گوشم یه چیزی شنید شاید صدای یه بلبل بود که میگفت داداشی خیلی دوستت دارم... .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 آبان1386ساعت 22:20  توسط برهان الدين ربانی  | 

تنگ بلوری از وبلاگ گلم شیما جون

آمدي از راه دوري تنگ زيباي بلوري...

آمدي ديدي دلم را خسته در كنج صبوري...

رفته تاريكاي جاده،با تو يك فانوس آمد ...

تشنه بودم قطره اي را با تو اقيانوس آمد...

 قصد دل كندن ندارم،از تو اي دل كنده از خود...

 از تو اي برده دلم را تا شب خوب تولد...

اي هميشه  جاودانه در ميان لحظه هايم

 غصه معنايي ندارد تا تو ميخندي برايم...

پيش تو از ياد بردم  روزهاي سختي ام را ....

عشق مديون تو هستم لحظه ي خوشبختي ام را....

با تشکر از شیما جونم   shmah.blogfa.com

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 آبان1386ساعت 23:4  توسط برهان الدين ربانی  | 

مقاله ای از دوست خوبم lvl3oy یکی از عاشقان بزرگ استاد!

تک وتنها تو کوچه ها پرسه میزدم یاد خواننده ای افتادم که بردن اسمش جرمه خواننده ای که بهترین بهترین هاست.....

او میگفت همیشه خسته از روزای برفی عشق پریشون شده ی دو حرفی ....

با خودم فکر میکردم!!!!!!!!  معنی این بیت چیه؟؟

من که تو ذهنم به هزاران نظر متفاوت رسیدم....

فکر کنم همه ی این فکرا درست بود

اگه تو هم عاشقی باشی  درک میکنی که چقدر این بیت آموزندست

البته جسارته این بیت فقط نه.... همه اشعاری که این خواننده جونم خونده اونم با صدای شیرینش

فکر کنم من عاشق این خواننده نباشم من معتادشم اگه یه لحظه صداش تو گوشم نباشه دیوونه میشم!

پدرم هی منو میبره به بیمارستان تا منو ترک بده ولی آخه مگه میشه ؟

بابایی بهونه کردش جای تو تو خونه ما یه چیزی نشونه کردش

جای تو تو ذهنم میادش واسه من داره میخونه

ولی من هنوز نذاشتم تو گوش من بخوابه!!!!!!!!!!!!!!

ببخشید جو منو گرفت آخه ...

چی بگ از این مرد تنها که با یک شاخه نیلوفرش ما رو کشت!

یه شاخه نیلوفر رو برام بخون ای همه چیز من ای تریاک من! ای هروئین من! ای تنها ترین من تنها نذار منو بدو بیا

اگه میشد بیاد قشم که من از کشیدنش از خماری مطلق رها میشدم

ولی افسوی که جرمی به سنگینی کاه مرتکب میشم!!!!

ببخشید تو خماری این مقاله رو نوشتم

 

با تشکر....lvl3oy

lvl3oy@yahoo.com

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 آبان1386ساعت 9:25  توسط برهان الدين ربانی  | 

یه خبرداغ از محسن....

خبر رسید امشب ساعت ۸ محسن چاووشی در کافه هنرمندان واقع در میر داماد...برای مصاحبه میرن..حالا چه قدر صحت داره نمیدونم؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 آبان1386ساعت 18:26  توسط شیما  | 

آخرین وضعیت آلبوم محسن چاوشی از زبان سایت رسمی محسن چاوشی

طی آخرین گفتگوهای وبسایت هواداران با حوزه هنری و دفتر جناب آقای مهدوی مدیر محترم حوزه هنری سازمان تبلیغات آخرین وضعیت آلبوم به این صورت اعلام شد.
لازم به ذکر است که این گفتگو قرار بود بصورت یک مصاحبه صوتی پخش بشه که متاسفانه به دلیل مشغله زیاد کاری جناب مهدوی این مصاحبه منتفی شد و به ذکر نکات مبهم البوم جدید زمان پخش و .... بسنده کردیم.


همانطور که در جریان هستید چندی پیش خبرگزاری فارس طی مصاحبه ای با آقای مهدوی اعلام کرد البوم سنتوری نیز در راه است که عید سعید فطر از حوزه هنری پخش خواهد شد.

توضیحات در ادامه متن


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1 آبان1386ساعت 12:20  توسط برهان الدين ربانی  |